این هنر، از جمله شاخص‌ترین تخصص در كتاب آرایی محسوب می‌شود. اِستخری كه در قرن سوم هجری می‌زیسته است، در نوشته‌های خود از سالنامه‌ای‌یاد می‌كند كه از زمان حكمرانان ساسانی به‌یادگار مانده و شامل تك چهره‌هایی از شاهان آن زمان بوده است. او كه به چشم خود این كتاب را دیده، گفته است كه سالنامه‌ مذكور در قلعه ای واقع در ایالت «جَبــّار» نزدیك‌یكی از مشهورترین آتشگاه‌های آن زمان، نگهداری می‌شده است. كتاب دیگری نیز از این نوع كه تاریخ نام آن را ضبط كرده، نسخه ایست كه با طلا و جواهر و زری، مزیّن بوده و در خانه‌ی افشین، سردار خلیفه عباسی المعتصم، نگهداری می‌شده است (تجویدی، 1345). گفته اند كه «مانی» برای آسان ساختن فهم فلسفه‌ی آیین خود مفاهیم مجرد آن‌ها را به وسیله‌ طرح‌ها و رنگ‌ها، نقش می‌كرده و بدین وسیله حكمت ماوراء الطبیعه‌ دین خود را بیان می‌كرده است. بدین ترتیب احتمالاً بیشتر نقاشی‌های مانی در كتاب‌های او به شیوه‌ی انتزاعی بوده و به وسیله‌ تاریك و روشنی‌ها و به ویژه رنگ‌های طلایی، مبارزه‌ نور و تاریكی را نمایش می‌داده است.   پس از تصاویر كتاب‌های مانونیان، باید از قرآن‌های مزین كه از قرون اولیه هجری رایج شده،‌یاد كرد. تزیینات این قرآن‌ها كه به خط كوفی نوشته شده، بیشتر منحصر به نقوش هندسی ساده است كه همین نقوش در دوره‌های بعد رو به كمال رفته و با الهام گیری از شیوه گل و برگ سازی ساسانی، فن تذهیب را پدید آورده است.

پس از آنچه كه از مانویان به جای مانده، قدیمی‌ترین نمونه‌های شناخته شده‌ كتاب‌های مصور در ایران از قرون ششم و هفتم هجری فراتر نمی‌رود. تصاویر كتاب‌های این دوران را معمولاً به دو مكتب نقاشی «بغداد» و «سلجوقی» نسبت می‌دهند. پاره‌ای از نقاشی‌های مكتب بغداد، گاهی با هنر بیزانس ارتباط دارد و فرق عمده‌ی آن با مكتب سلجوقی آن است كه در سبك بغدادی، آن چنان كه از نقوش كتاب «مقامات حریری» بر می‌آید، تصاویر معمولاً روی متن كاغذ، بی آنكه زمینه را رنگ آمیزی كرده باشند، ساخته شده اند. در صورتی كه در شیوه سلجوقی كه نمونه‌ آن را باید در كتاب «سَمك عَیـّار» جستجو كرد، نقوش و تزیینات بر روی متن رنگ آمیزی شده، پدید آمده‌اند. 

  از قرن هشتم هجری به بعد، شیوه ای در كتاب آرایی ایرانی، رایج شده كه به آن مكتب «ایلخانیان» می‌گفتند و از این دوره كتاب‌های مصور بسیار، از جمله نسخه‌های گوناگون از «جامع التواریخ» و «شاهنامه» به جای مانده است. این آثار چون در زمان سلطه‌ی مغول خلق شده‌اند، و از آنجا كه در آن روزگار كشور چین نیز جزء امپراطوری مغول به حساب می‌آمده است و در نتیجه رابطه‌ی میان ایران و چنین به علت نبودن مرز سیاسی، بیش از هر زمان دیگر افزایش‌یافته است، از این نظر آثار این دوره از پاره‌ای جهات بیش از دورآن‌های پیش، با هنر تصویری خاور دور، پیوند دارد.

مقارن همین ایام،‌یعنی اواخر دوره ایلخانیان بوده كه در نواحی غربی و شمالی ایران كه زیر نفوذ «آل جلایر» قرار داشته، شیوه ای در كتاب آرایی پدید آمده كه در بسیاری جهات با مكتب ایلخانی تفاوت داشته و به شیوه‌ی باستانی ایرانی نزدیك‌تر بوده است. برجسته ترین هنرمند این مكتب «جُنَید» نقاش است. آثار وی از هر جهت الهام بخش مكتب نقاشی تیموری به شمار می‌رود. سنت فراتر بردن نوك درختان و كوه‌ها و ساختمآن‌ها از چهارچوبه‌ی خط كشی دور تصویر را باید از این زمان دانست.

 می‌گویند تیمور به هنر نقاشی و كتاب آرایی دلبستگی خاصی داشته، لذا در روزگار او، هنر كتاب آرایی در شهرهای تبریز و به‌ویژه در شیراز وهرات رواج بسیار‌یافته است. از میان كتاب‌های بسیار نفیس مصور دوره‌ی تیموری، باید شاهنامه‌ی «بایسنقری» را نام برد كه از نفیس ترین كتاب‌های نقاشی ایران به شمار می‌آید. نام آورترین هنرمند دوره‌ی تیموری «كمال الدین بهزاد» است كه او را به علل گوناگون صاحب مكتب دانسته اند. پس از وی شیوه‌ی او را هنرمندی دیگر به نام «قاسم علی» دنبال كرده است. در این دوره و سال‌های پس از آن، شاگردان و همكاران نامی‌بهزاد، عبارت بوده اند از: شیخ زاد، خواجه عبدالعزیز، آقا میرك، سلطان محمد، میرسید علی و مظفر علی كه از آنان آثار ارزشمندی از جمله نقاشی‌های بسیار نفیس متعلق به‌یك خمسه‌ی نظامی، كه اكنون در موزه‌ی بریتانیا است، به جای مانده است.
از خصوصیات آثار این دوره و به ویژه كارهای كمال الدین بهزاد، احساس عمیقی است كه هنرمند از زندگی داشته و موفق شده است به بهترین وجه این دریافت را تصویر كند. گرچه حالت‌های چهره‌ها و اندام‌های گوناگون بر مبنای آناتومی‌دقیق نقاشی نشده، ولی آنچه مهم است، آن كه كیفیت روانی افراد، در حالت‌های گوناگون به صورت نشانه‌ای به خوبی نمایانده شده است. در هر‌یك از این نقاشی‌ها هنرمند با توجه به صحنه‌ مورد نظر خویش، جهانی مستقل آفریده كه در آن مردمان و درختان و كوه‌ها و دیگر اجزاء با همان جهان پیوند دارند و بدین ترتیب هنرمند، به بهترین وجه دریافت خود را از طبیعت و واقعیت‌ها، با توجه به مفهومی‌كه در اندیشه داشته، نقش می‌كرده است.

كتاب آرایی در آغاز دوران صفوی، دنباله‌ همان هرات‌یا خراسانی است، ولی از هنگامی‌كه پایتخت حكومت از تبریز به قزوین و سپس به اصفهان انتقال‌یافته، تازگی‌هایی در فن نقاشی و در نتیجه در فن كتاب آرایی پدید آمده است. برجسته ترین تصویرگر این دوران «رضا عباسی» است كه این هنر را به سوی سادگی خاص سوق داده و به جای ریزه كاری‌های دورآن‌های پیش، به تصویرپردازی اصول حركات پرداخته است. سپس شیوه‌ وی را شاگردش «معین مصور» دنبال كرده است. پاره ای از آثار رضا عباسی در زمره‌ی عالی ترین آثار هنری جهان به شمار می‌رود. پس از «معین مصور» باید از «شفیع عباسی» كه پسر رضا عباسی است و نیز از «محمد زمان» كه كوشیده تا شیوه‌ی تازه ای در نقاشی ایجاد كند، نام برد. در دورآن‌های بعدی، هنرمندان بسیاری به تصویرگری و تزیین كتاب‌ها پرداختنه اند كه از آن جمله باید از «صنیع الملك» نام برد. این هنرمند توانا كتاب «هزار و‌یك شب» را به تصاویر زیاد و زیبایی آراسته است. هنر تصویرگری در كتاب آرایی ایران با چنان مهارتی صورت می‌گرفته كه میان واقعیت متن و خیال تصویر فاصله ای متصور نبوده است و حاصل این مهارت و تخصص هنرمندان در شاهنامه‌های ماندگار و بسیاری دیگر از كتاب‌های نفیس و گران سنگ موجود در گنجینه‌های داخل و خارج قابل مشاهده است.