" سوخت " از لحاظ لغوی در فرهنگ نامه ها  تعاریف متشابهی دارد که بمعنی : ماده سوختنی یا آنچه که بسوزد مانند ، هیزم و نفت و بنزین  آمده است . " سوخته " را به معنای هر چیزی که آتش گرفته باشد . یا  هر چیزی که در آتش افتاده است .در مورد " جلد سوخت " نیز در کتابهای مختلف تعاریف متفاوتی شده است .در کتاب صحافی سنتی اینگونه آمده است : آنرا سوخت یا سوخته گویا به  این جهت گویند ، که اهالی اصفهان به رنگ تیره سوخته می گویند .  جلد سوخت عبارت است از میشن یا ساغری که در تزئین جلدهای نفیس به کار می رود . علت نام گذاری این نوع جلد به سوخت یا سووخته این است که دو قالب فلزی یا برنجی نقش دار را که قبلا با حرارت معینی داغ شده چرم را در میان آنها نهاده تا با فشار ضربات چکش نقوش قالب ها بر آنکه در آب نم دار شده منتقل شود و به صورت قهوه ای سیر یا به رنگ سیاه در آید آنگاه سراسر سطح جلد را که دارای برآمدگی و فرورفتگی مبا طلای ساده و سایر الوان می پوشانند یا تنها فرورفتگی ها یا بر آمگی ها را با آب طلا زراندود می نمایند(غلامی مقدم،1377،ص34).

جلد سوخت را به دلیل آسیب پذبری نقوش بیشتر در داخل جلد کار می کردند و معمولا قسمت بیرونی جلد سوخت را ضرب می زدند که می توانست مطلا نیز باشد . در جلد سوخت ، نقوش را بریده و سپس رنگ می زدند. رنگهای به کار رفته در قدیم بیشتر فیروزه ای ، لاجوردی و زرد بوده است .تا قبل از زمان تیموریان بیشتر اشکال هندسی برای کار سوخت استفاده می‌شد اما به دلیل ذوق هنرمندان ایرانی در دوره صفوی هنر تشعیر، تذهیب و نگارگری نیز در سوخت معرق به کار گرفته شد تا این زمان تنها برای جلدهای قرآن و به ندرت کتاب‌هایی در باب حکمت و عرفان از هنر سوخت معرق استفاده می‌شد.