سیاه مشق :

سیاه مشق تاریخچه ای چندصدساله دارد و دارای گونه های بسیار متنوع و زیباست مانند سیاه مشق چلیپا-سیاه مشق یک سویه-دوسویه-سه سویه و ... در دسته ای از سیاه مشق ها تمامی حروف و کلمات تکرار میشوند و در دسته ای دیگر برخی و البته بسیاری از سیاه مشق ها قا بل خواندن میباشند مگر سیاه مشق های بی مضمون که در اینصورت خوشنویس مطلب خاصی را نمی نویسد .

آنجه سیاه مشق نامیده می شود به  دو گروه قابل تقسیم است:

1.      گروهی که جنبه ی تمرینی دارند و معمولا خوشنویسان پیش از نوشتن متنی مشخص ، برای به اصطلاح دست گرمی، کلمات و حروفی را روی کاغذ می نویسند. گاهی نیز برای ملکه شدن یک شکل از حروف یا ترکیبهای گوناگون، تعدادزیادی از آن نوشته می شود.

 

2.      سیاه مشق هایی که شکلی مستقل یافته اند و در دوره ی قاجار به اوج کمال خود میرسند.

 

 

برترین ویژگی سیاه مشق ریتم (تکرار) است. ریتم از یک سو تاکید و شخصیت بخشیدن به هریک از عناصر است و از سویی به خوش نویس اجازه می دهد تا با استفاده از آن فضاهای مثبت ومنفی فعال و زیبا بیافریند. اغلب سیاه مشق ها به شکل مورب نوشته میشوند. محور تعادل، قطرهای کادر هستند و تعادل با استفاده از کشیده های تخت، نمایشی مضاعف دارند.

در ناب ترین سیاه مشقها که وجود هر حرف یا کلمه نقطه ای حساس در ترکیب بندی است، امضا ، کلمه و یا  بخشی از متن به صورت عمودی و یا در خلاف جهت حرکت سایر نوشته ها بر پویاتر کردن ترکیب می افزاید.

در برخی از سیاه مشقها خوش نویس از دو یا چند قلم استفاده کرده است که فضایی با عمق و پرسپکتیو به دست آمده است.هرچند تلاقی حروف و کلمات و قرار گرفتن آن ها روی هم نیز چنین احساسی را ایجاد می کند.عناصر سیاه مشق (حروف و کلمات یا مفردات و ترکیب ها) در ذهن بیننده آشنا هستند و با او ارتباط برقرار میکنند، اما از سویی نا خوانا هستند و بیننده را وادار به تامل میکنند.

پربار ترین دوره ی سیاه مشق دوره ی قاجار و از شاخص ترین آنها  سیاه مشقهای  میرزا غلامرضا اصفهانی می باشد.